ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
762
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
كه كليهء ثروتهاى ملتهاى باستان در زير زمين بطور گنجينه نهانست و بر همهء آنها بوسيلهء طلسمهاى جادوگرانه مهر زدهاند و جز كسانى كه بدانش آن آگاهند ديگرى نميتواند آن مهر را برگيرد چه آنها از راه بخور و دعا و قربانى مىتوانند آن طلسم را بشكنند . چنان كه اهالى شهرهاى افريقيه عقيده دارند فرنگيانى كه پيش از اسلام در آن سرزمين ميزيستهاند نيز به همين شيوه اموال خود را در زير زمين دفينه كردهاند و شرح آنها را در كتابها نوشتهاند تا خودشان ( در موقع حاجت ) بدان راه يابند و آن بر آرند و مردم شهرهاى مشرق نيز چنين عقيدهاى دربارهء ملتهاى قبطيان و روميان و ايرانيان اظهار ميدارند و دربارهء آن خبرهائى نقل ميكنند كه بخرافات بيشتر شباهت دارد ، از قبيل اينكه ميگويند بعضى از جويندگان دفينهها كه طلسم آن را نميدانسته و از اخبار آن آگاهى نداشته است پس از كاوش زمين بجايگاه گنجينه رسيده است ولى چون از طلسم آن بىاطلاع بوده است جايگاه را تهى يا پر از كرم مىبيند يا اموال و گوهرهاى قيمتى را مىيابد ولى در برابر آنها نگهبانانى مشاهده مىكند كه با شمشيرهاى برهنه ايستادهاند يا زمين آنها را به خود مىكشد چنان كه گوئى بدرون زمين فرو رفتهاند و مانند اين گونه ياوهگوئيهاى هذيان آميز و بسيارى از طلبه [ 1 ] در ميان بربرهاى مغرب چون از بدست آوردن وسيلهء معاش طبيعى عاجزند بتوانگران نزديكى ميجويند و اوراقى را كه حواشى آنها زده و ساييده است ( به نشانهء كهنگى آنها ) نزد آنان مىبرند و بر اين اوراق يا خطوطى بيگانه نوشته شده و يا چنين گمان ميكنند كه نوشتههاى مزبور ترجمهء خطوط صاحبان دفائن است و نشانهء جايگاه گنجينهها مىباشد و از اين راه روزى خود را از آنان مىجويند و آنها را بكاوش و جستن گنج برمىانگيزند و بتوانگران با حيله و دستان چنين وانمود ميكنند كه علت يارى جستن ايشان از آنها اينست كه از جاه و نفوذ آنان در اين گونه
--> [ 1 - ) ] منظور طلاب علوم شرعى است . مؤلف همان كلمهاى را كه در ايران هم بر اين گروه اطلاق مىشود به كار برده است .